تبلیغات
از عشق تا موزیك و شعر - غزلی زیبا از حسین صفا با نام نهنگ تشنه
تاریخ : جمعه 24 بهمن 1393 | 10:34 ب.ظ | نویسنده : امیر محمد محمودیان

به برزخی که به چشم تو چشم می دوزد

به خواب ناز, که بی چشم باز بیدار است

به دوزخی که  مرا از فتیله می سوزد

به اضطراب که در سرفه هایم بسیار است


به روز، روز که می خواستم به شب رسد

به جان، به جان که نمی خواستم به لب رسد

به روز ها که تو را پا به پای من مُردند

به انتظار که تا پای مرگ، دشوار است

 

به قرص ماه تو بر انحنای این شانه

و رخت های تو روی طناب این خانه

به نیمه شب که شبی دیر می رسد از راه

به قرص خواب که تا صبح زود بیدار است

 

به راه رفتن من در مداری از همه سو

که می کِشد همه سو را به راه رفتن او

به راه رفتن او، راه را گرفتن او

به راه رفته که فرسنگ ها گرفتار است

 

به هیچ چیز مگر چشم های قهوه ای ات

در آستانه ی در چشم ها قهوه ای ات

به کافه ای که اگر چشم های قهوه ای ات...

مرا بتلخ که فنجانم از تو سرشار است

 

به این دو چشم که خوابی قشنگ می بینند

همین دو چشمه که خواب نهنگ می بینند

نهنگ تشنه که دریا به دوش آمده است

نهنگ خسته که از تنگ بسته بیزار است

 

به من رسیده ام از راه باز کن در را

نپرس کیست، وآنگاه باز کن در را

به جان که در ببرم با تو... با تو از دیوار

به جان که در گرواَش در اسیر دیوار است

 

از این عطش که مرا بی تو بر نمی تابد

و چارپایه که یک پایه هم نمی خوابد

از این اتاق که اصرار می کند کافی ست

به این طناب که در گردنم تلنبار است...

شاعر: حسین صفا




طبقه بندی: شعر،
برچسب ها: حسین صفا، غزلیات حسین صفا،

  • پی سی سون
  • روینیا
  • کارت شارژ همراه اول