تبلیغات
از عشق تا موزیك و شعر - غزلی زیبا از شمس تبریزی
تاریخ : چهارشنبه 2 اردیبهشت 1394 | 07:35 ب.ظ | نویسنده : امیر محمد محمودیان
آمده ام که تا بخود، گوش کشان کشانمت
بی دل و بی خودت کنم، در دل و جان نشانمت
گل چه بُوَد که گل توئی، ناطِق اَمرِ گُل توئی
گر دگری نداندت، چون تو منی بدانمت
صید منی شکار من، گر چه ز دام جسته ای
جانب دام باز رو، ور نروی به رانمت
زخم پذیر و پیش رو، چون سپر شجاعتی
گوش به غیر زه مده، تا چو کمان خمانمت
از حد خاک تا به سر، چند هزار منزلست
شهر به شهر بردمت، بر سر راه نمانمت
هیچ مگو و کف مکن، سر مگشای دیگ را
نیک بجوش و صبر کن، زانکه همی پزانمت
گوی منی و میدوی، در چوگانِ حکم من
در پِی تو همی دَوَم، گر چه که می دوانمت.


از غزلیات شمس تبریزی
*مولانا*



طبقه بندی: شعر،
برچسب ها: مولانا، مولوی، شمس تبریزی، غزلیات مولانا،

  • پی سی سون
  • روینیا
  • کارت شارژ همراه اول