تبلیغات
از عشق تا موزیك و شعر - غزلی زیبا از وحشی بافقی
تاریخ : سه شنبه 12 خرداد 1394 | 08:53 ب.ظ | نویسنده : امیر محمد محمودیان
کشیده عشق در زنجیر، جان ناشکیبا را  

نهاده کار صعبی پیش، صبر بند فرسا را
توام سررشته داری، گر پرم سوی تو معذورم  

که در دست اختیاری نیست مرغ بند بر پا را
من از کافرنهادیهای عشق ، این رشک می‌بینم  

که با یعقوب هم خصمی بود جان زلیخا را
به گنجشگان میالا دام خود، خواهم چنان باشی  

که استغنا زنی ، گر بینی اندر دام ، عنقا را
اگر دانی چو مرغان در هوای دامگه داری  

ز دام خود به صحرا افکنی، اول دل ما را
نصیحت اینهمه در پرده ، با آن طور خودرایی  

مگر وحشی نمی‌داند، زبان رمز و ایما را



طبقه بندی: شعر، وحشی بافقی،
برچسب ها: غزلیات وحشی بافقی، وحشی بافقی، اشعار وحشی بافقی، شعر های وحشی بافقی،

  • پی سی سون
  • روینیا
  • کارت شارژ همراه اول